متــــــــــــــوهم
گر مرا به بردگیه خویش خوانی.. ز خواجگیه کونو مکان خیزم
آن روز که برای همیشه از کنارم رفتی همه چیزم را با رفتنت از من گرفتی دیگر چیزی برایم نمانده بود جز یک عالم درددل که نا گفته موند که انها را دلم در شبهای تنهایی شعر وار سرود برای تو تا بدانی عاشقت با یادت زنده بود ... شاعرعادل کشتاورز
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٥ساعت
٧:۱٢ ب.ظ توسط عــــــــــادل نظرات ()
| Design By : Pars Skin |

