متــــــــــــــوهم

گر مرا به بردگیه خویش خوانی.. ز خواجگیه کونو مکان خیزم

چشمانم بی  سو گشتو اشک مهمان همیشگیه چشمم شد بی تو

خنده را از یاد بردمو ناله صدایم شد بی تو

ارزویم این است که دلت اسیر ظالمی شوی همچو تو

تا که از ظلمی که روا میدارد به تو

بفهمی چه شبهای تلخی بر من گذشت بی تو

.....شاعر عادل کشتاورز

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۳ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط عــــــــــادل نظرات ()




Design By : Pars Skin