متــــــــــــــوهم

گر مرا به بردگیه خویش خوانی.. ز خواجگیه کونو مکان خیزم

گاه انقدر به یاد تو هستـــــــــــــــم...

که خویشتن را گم میــــــــــــــــکنم..

و بر میخیزم به دونبال خویش میگردم..

و خویش را انجا بر روی ان نمیکتــــــ ..

در کنار یادتـــــــــــ افتاده میجــــــویمــ ..

نوشته عادل کشتاورز

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۳ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط عــــــــــادل نظرات ()


آن روز که برای همیشه از کنارم رفتی

همه چیزم را با رفتنت از من گرفتی

دیگر چیزی برایم نمانده بود

جز یک عالم درددل که نا گفته موند

که انها را دلم در شبهای تنهایی شعر وار سرود

برای تو تا بدانی عاشقت با یادت زنده بود

... شاعرعادل کشتاورز

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٥ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ توسط عــــــــــادل نظرات ()




Design By : Pars Skin