گر مرا به بردگیه خویش خوانی.. ز خواجگیه کونو مکان خیزم
گاه انقدر به یاد تو هستـــــــــــــــم... که خویشتن را گم میــــــــــــــــکنم.. و بر میخیزم به دونبال خویش میگردم.. و خویش را انجا بر روی ان نمیکتــــــ .. در کنار یادتـــــــــــ افتاده میجــــــویمــ .. نوشته عادل کشتاورز آن روز که برای همیشه از کنارم رفتی همه چیزم را با رفتنت از من گرفتی دیگر چیزی برایم نمانده بود جز یک عالم درددل که نا گفته موند که انها را دلم در شبهای تنهایی شعر وار سرود برای تو تا بدانی عاشقت با یادت زنده بود ... شاعرعادل کشتاورز
| Design By : Pars Skin |

